{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت ویو:وقتی بیدار شدم دیدم مادام مثل زامبی بالا سرمه

ا.ت ویو:وقتی بیدار شدم دیدم مادام مثل زامبی بالا سرمه
-یا جیزسسسس
مادام:نترسید بانو منم بلند شید باید بریم برايه مراسم آماده بشیم
ا.ت:هوم....چه مراسمی
مادام:ولیعهد میخوان به خونه برگردن ویه جشن قراره گرفته
شه
ا.ت:جونگ‌کوک؟
مادام:بله
ا.ت ویو:بلند شدم ورفتم حمام موهامو برام مدل دادن حالا نوبت قسمت مورد علاقه من یعنی لباسع
مادام:همون طور که میدونید سعی کنید پوشیده ترین لباس رو انتخواب کنید
ا.ت:باشه سعی میکنم
یه لباس ور داشتم به نظر اوکی بود
ا.ت:اینو میپوشم اسلاید دو
مادام:باشه

پرش زمان به مراسم

ا.ت ویو:خب اگه بخوام اعتراف کنم آین تنها لباسی بود که فقت ترقوه و تا زانو پام معلوم بود
شیپور چی:دورو دورو توجه توجه ولیعهد تشریف آوردند دودور دودو
ا.ت ویو:اگه بگم محو زیبایی ش نشدم دروغ گفتم اون خیلی سکشی بود
جونگ کوک ویو:وارد سالن شدم همه جا رنگارنگ بود ولی این وصت یه چی عجیبه....اون دختر چرا این جوری لباس پوشیده؟ نکنه فاحشست؟ ولی.....رنگ موهاش....مثل رنگ موهای ا.ت میمونه
*ا.ت موهاش یخیه* هوممم....همین جور تو فکر بودم که پدر بزرگم رسید پیشم
پادشاه:سلام به نوه عزیزم:
دیدگاه ها (۱)

جونگ‌کوک:*تعظیم*سلام پدر بزرگپادشاه:چقدر بزرگ شدی جونگ کوک:م...

مهم

نام فیک:کله شق یه روز قراره ملکه شه

کوک ویو:داشت رو نوار بهداشتی هارو میدیدسوآ ذهن:خدااااا ۲۵ پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط