اصلاح میکنم واقعا حافظم حافظه نی جلبکم نی تازه

اصلاح میکنم واقعا حافظم حافظه نی جلبکم نی تازه 😂😂😂😂

سایه سبز پورت مافیا

پارت چهارم

دفتر موری بوی سیگار و چوب کهنه می‌داد.
فضایی که نفس را حتی برای آدم سالم هم سخت می‌کرد—چه برسد به من.

کت‌وشلوار مشکی روی تنم هنوز ناآشنا بود.
یقه رو کمی شل کردم و نفس کوتاهی کشیدم. ریه‌هام اعتراض می‌کردن، اما عقب‌نشینی توی پورت مافیا معنی نداشت.

دازای کنار دیوار ایستاده بود.
دست‌ها توی جیب، لبخند همیشگی.
اما نگاهش… مراقبم بود.

در باز شد.

قدم‌ها محکم، بدون تردید.

قبل از اینکه سرم رو بالا بیارم، فشار فضا تغییر کرد.
انگار جاذبه سنگین‌تر شد.

— «این همون واروییه؟»

صدا گرم بود، ولی تهش تیز.
سرم رو بلند کردم.

کلاه.
موهای نارنجی.
چشم‌هایی که مستقیم نگاه می‌کردن—نه برای قضاوت، برای سنجیدن.

ناکاهارا چویا.

قدش از من بلندتر بود، خیلی.
ولی چیزی که واقعاً فشار می‌آورد، حضورش بود.

— «مدیر اجرایی‌ای که سه روز همه رو معطل کرده.»
لبخند کجی زد.
«فکر می‌کردم بزرگ‌تر باشی.»

دازای خندید.
— «قد همیشه معیار خطر نیست، چویا.»

نگاه چویا برگشت سمت من.
یک قدم نزدیک‌تر شد.

نفس توی سینه‌ام گیر کرد.
نه از ترس—
از سنگینی.

— «حالت خوبه؟»
این بار صداش پایین‌تر بود.
دیدگاه ها (۰)

رونمایی میکنم قفلی جدیدم حالا اسم آهنگش چیست ؟

چقدر رندوم 😂😂😂

من می‌خوام واسه پنج روز پروفم رو دازای دختر بزارم فقط پنج رو...

سایه های عشق ۲

part7" سوکوکو "

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط