چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part 2
بعد از چند دقیقه ، جونگکوک با دوتا بلیط به سمت ات رفت و باهم داخل صف وایسادن..
بعد از جند دقیقه روی صندلی های قطار نشستن و قرار وارد تونل شد....
چراغ ها خاموش بود، خون روی زمینها ریخته بود...
افرادی که کنارشون بودن همینطور جیغ میزدن....
ات با ترس نگاه میکرد..
جونگکوکهیچترسی نداشت و خیلی عادی نشسته بود..
جنازه هایی که روی زمین بود و از سقف آویزون بود..
اسکلت ها و عروسکهای ترسناک...
ات همینطور ترسیده بود ولی سعی کرد تظاهر کنه حالش خوبه..
همهچی عادی بود تا اینکه به نفر با آره برقی جلوی ات اومد و ترسوندش..
ات جیغ بلندی کشید و چشماش بسته شد..
جونگکوک با دیدنات ترسید...
خیلی نگرانش شد و هرچیتکونش میداد بلند نمیشد..
ات...ات بلند شو..
قرار بیرون از تونل وایساد، جونگکوک سریع بلند شد و ات رو براید استایل به سمت یه نیمکت برد..
ات رو روی نیمکت برد و به صورتش آب زد..
ات..
ات بعد از چند دقیقه بالاخره چشماشو باز کرد
part 2
بعد از چند دقیقه ، جونگکوک با دوتا بلیط به سمت ات رفت و باهم داخل صف وایسادن..
بعد از جند دقیقه روی صندلی های قطار نشستن و قرار وارد تونل شد....
چراغ ها خاموش بود، خون روی زمینها ریخته بود...
افرادی که کنارشون بودن همینطور جیغ میزدن....
ات با ترس نگاه میکرد..
جونگکوکهیچترسی نداشت و خیلی عادی نشسته بود..
جنازه هایی که روی زمین بود و از سقف آویزون بود..
اسکلت ها و عروسکهای ترسناک...
ات همینطور ترسیده بود ولی سعی کرد تظاهر کنه حالش خوبه..
همهچی عادی بود تا اینکه به نفر با آره برقی جلوی ات اومد و ترسوندش..
ات جیغ بلندی کشید و چشماش بسته شد..
جونگکوک با دیدنات ترسید...
خیلی نگرانش شد و هرچیتکونش میداد بلند نمیشد..
ات...ات بلند شو..
قرار بیرون از تونل وایساد، جونگکوک سریع بلند شد و ات رو براید استایل به سمت یه نیمکت برد..
ات رو روی نیمکت برد و به صورتش آب زد..
ات..
ات بعد از چند دقیقه بالاخره چشماشو باز کرد
- ۸۱.۹k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط