چندشاتیجونگکوک
چندشاتیجونگکوک
part 3
با قیافه ی عصبی و نگرانکوک مواجه شد..
+کوک..
-خفه شو..میدونیچقدر نگرانت شدم؟
+ببخشید..
-ببخشید؟ همین؟... غش کردی.. میدونی چقدر استرس گرفتم؟
+کوک..
-دهنتو ببند..
+خب ببخشید.. باید به حرفت گوشمیدادم
جونگکوک عصبی بلند شد و به سمت فضای سبز رفت
-کوک...
+دهنتو ببند
-ببخشید..
دست کوک روگرفت که جونگکوک سریع پسشزد
-گمشو اونور..
قلب دختر شکست..
+کوکمن که معذرت خواهی کردم..
-با معذرت خواهی همه چی درست نشد..
+ولی نباید باهاماینطوری صحبت کنی...
- ببند دهنتو، اعصاب منو خرد کردی، نگرانمکردی بعد دستور میدی؟
+کوک.. ببخشید...
-گفتم خفه شو
ات چیزینگفت و روی چمنها نشست...
اشک داخل چشماش جمع شد..
+کوک...
-ات خفه میشی یا نه؟
اشک ازچشماش ریخت
+خیلی بدی...هق...
ات خواست بره بغل جونگکوک که پسر پسشزد
-حق نداری بغلم کنی
part 3
با قیافه ی عصبی و نگرانکوک مواجه شد..
+کوک..
-خفه شو..میدونیچقدر نگرانت شدم؟
+ببخشید..
-ببخشید؟ همین؟... غش کردی.. میدونی چقدر استرس گرفتم؟
+کوک..
-دهنتو ببند..
+خب ببخشید.. باید به حرفت گوشمیدادم
جونگکوک عصبی بلند شد و به سمت فضای سبز رفت
-کوک...
+دهنتو ببند
-ببخشید..
دست کوک روگرفت که جونگکوک سریع پسشزد
-گمشو اونور..
قلب دختر شکست..
+کوکمن که معذرت خواهی کردم..
-با معذرت خواهی همه چی درست نشد..
+ولی نباید باهاماینطوری صحبت کنی...
- ببند دهنتو، اعصاب منو خرد کردی، نگرانمکردی بعد دستور میدی؟
+کوک.. ببخشید...
-گفتم خفه شو
ات چیزینگفت و روی چمنها نشست...
اشک داخل چشماش جمع شد..
+کوک...
-ات خفه میشی یا نه؟
اشک ازچشماش ریخت
+خیلی بدی...هق...
ات خواست بره بغل جونگکوک که پسر پسشزد
-حق نداری بغلم کنی
- ۹۴.۵k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط