فاز مهندسی نخبگانی نقاط شکست ساختاری شورا و شهرداری
فاز ۲ | مهندسی نخبگانیِ نقاط شکست ساختاری شورا و شهرداری (تراز عالی)
۲۱. خلأ دکترین واحد
شورا بدون افق راهبردی، به مصرفکنندهٔ رویدادها بدل میشود نه مهندسِ آینده.
۲۲. بیمعیاری در تصمیم
تصمیمِ فاقد معیار، تابعِ فشار است نه عقلِ جمعی.
۲۳. ابهام مالی ساختاری
شفافیتِ دیرهنگام، انکارِ نظارتِ عمومی است.
۲۴. تعارض منافع نهادینه
جایی که ناظر ذینفع است، مشروعیت فرو میریزد.
۲۵. گسست داده و سیاست
تصمیمِ بیداده، قمار با منابع عمومی است.
۲۶. فقدان معماری ارزیابی
پروژهٔ بیسنجش، هزینه است نه توسعه.
۲۷. تمرکز مخلّ کارایی
مرکزِ فربه، پیرامونِ ناتوان میسازد.
۲۸. حذف پیوست اجتماعی
پروژهٔ کور، جامعه را ناخواسته مجروح میکند.
۲۹. پاسخگویی گریزنده
قدرتِ بیپاسخ، اعتماد را میفرساید.
۳۰. ناتوانی در حکمرانی بحران
بحران، آینهٔ صداقتِ ساختار است.
۳۱. فقر اطلاعات یکپارچه
شهرِ بیداده، با حدس اداره میشود.
۳۲. غلبهٔ پروژه بر مسئله
نمایشِ اقدام، جای حلِ ریشه را میگیرد.
۳۳. سیاستزدگی انتصاب
رابطهمحوری، شایستگی را تبعید میکند.
۳۴. فقدان پایش پسینی
تصمیمِ بدون پیگیری، نیمهعمر کوتاه دارد.
۳۵. غفلت از اقتصاد دانایی
فرصتهای پایدار، قربانی درآمدِ سهل میشوند.
۳۶. ناهماهنگی نهادی
اصطکاکِ نهادها، انرژیِ شهر را هدر میدهد.
۳۷. ارتباطات نمایشی
تبلیغ جای پاسخ را میگیرد.
۳۸. حذف نخبگان از چرخهٔ تصمیم
عقلِ تخصصی، به حاشیه رانده میشود.
۳۹. تاریکی در واگذاریها
ابهامِ قرارداد، بسترِ رانت است.
۴۰. فقر ظرفیت حکمرانی
مدیرِ بیآموزش، تکرارِ خطاست.
۴۱. سستی اخلاق حرفهای
قدرتِ بیاخلاق، ناپایدار است.
۴۲. اسارت در کوتاهمدت
آینده، قربانیِ دوره میشود.
۴۳. ضعف مطالبهگری مؤثر
صدای جامعه، کانال ندارد.
۴۴. ناکارآمدی گزارشدهی
اطلاعاتِ ناقص، اعتمادِ ناقص میسازد.
۴۵. فرسایش سرمایهٔ اجتماعی
اعتماد که بریزد، مشارکت فرو میپاشد.
۴۶. گسست از دانش معتبر
سیاستِ بیپژوهش، پرهزینه است.
۴۷. نبود نظام انگیزش
بیپاداش و بیپیامد، عملکرد میمیرد.
۴۸. کندی تصمیم مؤثر
تعویق، شکل پنهانِ انکار است.
۴۹. کمیتزدگی توسعه
عدد بالا، اثر پایین.
۵۰. فقدان داوری نخبگانی مستقل
قدرتِ بیناظرِ مستقل، خودمرجع میشود.
✍️ تجسّدِ اراده بر مدارِ واقعیت — بهرام محمدی
🏛 اتاق استراتژی
🆔 @bmlimit
📌 انجمن دانشبنیان «دکترینِ حَـد»
۲۱. خلأ دکترین واحد
شورا بدون افق راهبردی، به مصرفکنندهٔ رویدادها بدل میشود نه مهندسِ آینده.
۲۲. بیمعیاری در تصمیم
تصمیمِ فاقد معیار، تابعِ فشار است نه عقلِ جمعی.
۲۳. ابهام مالی ساختاری
شفافیتِ دیرهنگام، انکارِ نظارتِ عمومی است.
۲۴. تعارض منافع نهادینه
جایی که ناظر ذینفع است، مشروعیت فرو میریزد.
۲۵. گسست داده و سیاست
تصمیمِ بیداده، قمار با منابع عمومی است.
۲۶. فقدان معماری ارزیابی
پروژهٔ بیسنجش، هزینه است نه توسعه.
۲۷. تمرکز مخلّ کارایی
مرکزِ فربه، پیرامونِ ناتوان میسازد.
۲۸. حذف پیوست اجتماعی
پروژهٔ کور، جامعه را ناخواسته مجروح میکند.
۲۹. پاسخگویی گریزنده
قدرتِ بیپاسخ، اعتماد را میفرساید.
۳۰. ناتوانی در حکمرانی بحران
بحران، آینهٔ صداقتِ ساختار است.
۳۱. فقر اطلاعات یکپارچه
شهرِ بیداده، با حدس اداره میشود.
۳۲. غلبهٔ پروژه بر مسئله
نمایشِ اقدام، جای حلِ ریشه را میگیرد.
۳۳. سیاستزدگی انتصاب
رابطهمحوری، شایستگی را تبعید میکند.
۳۴. فقدان پایش پسینی
تصمیمِ بدون پیگیری، نیمهعمر کوتاه دارد.
۳۵. غفلت از اقتصاد دانایی
فرصتهای پایدار، قربانی درآمدِ سهل میشوند.
۳۶. ناهماهنگی نهادی
اصطکاکِ نهادها، انرژیِ شهر را هدر میدهد.
۳۷. ارتباطات نمایشی
تبلیغ جای پاسخ را میگیرد.
۳۸. حذف نخبگان از چرخهٔ تصمیم
عقلِ تخصصی، به حاشیه رانده میشود.
۳۹. تاریکی در واگذاریها
ابهامِ قرارداد، بسترِ رانت است.
۴۰. فقر ظرفیت حکمرانی
مدیرِ بیآموزش، تکرارِ خطاست.
۴۱. سستی اخلاق حرفهای
قدرتِ بیاخلاق، ناپایدار است.
۴۲. اسارت در کوتاهمدت
آینده، قربانیِ دوره میشود.
۴۳. ضعف مطالبهگری مؤثر
صدای جامعه، کانال ندارد.
۴۴. ناکارآمدی گزارشدهی
اطلاعاتِ ناقص، اعتمادِ ناقص میسازد.
۴۵. فرسایش سرمایهٔ اجتماعی
اعتماد که بریزد، مشارکت فرو میپاشد.
۴۶. گسست از دانش معتبر
سیاستِ بیپژوهش، پرهزینه است.
۴۷. نبود نظام انگیزش
بیپاداش و بیپیامد، عملکرد میمیرد.
۴۸. کندی تصمیم مؤثر
تعویق، شکل پنهانِ انکار است.
۴۹. کمیتزدگی توسعه
عدد بالا، اثر پایین.
۵۰. فقدان داوری نخبگانی مستقل
قدرتِ بیناظرِ مستقل، خودمرجع میشود.
✍️ تجسّدِ اراده بر مدارِ واقعیت — بهرام محمدی
🏛 اتاق استراتژی
🆔 @bmlimit
📌 انجمن دانشبنیان «دکترینِ حَـد»
- ۲۶۱
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط