نفرین تبدیل به عشق
نفرین تبدیل به عشق؟
(داستان ا.ت)part 1
دادم اون موقع ما وضع مالی خوبی نداشتیم و من بعد از فوت پدر و مادرم دست فروشی میکردم
+من با همین اوضاع به ۱۸ سالگی رسیدم و در دوسال آخر کل تلاشم رو کردم که جایی قبول بشم و قبول شدم اونجا اول موفقیت من بود و در دانشگاه هنر قبول شدم
+ من کلی جون کندم و کلی تلاش کردم و رویای کارگردان شدن داشتم در آن دانشگاه بورسیه گرفتم و قبول شدم و اولین فیلم خودم رو درست کردم و باورم نمیشد که اون فیلم کلی معروف بشه یه روز شانس در خونه ام رو زد یه تهیه کننده معروف اومد جلو خونم و منو به یه مهمونی دعوت کرد
+ من هم کلی ذوق زده شده بودم و هفته بعد مهمونی و لباسامو آماده کردم
هفته بعد.....
+ به مهمونی رسیدم و باورم نمیشد الان اینجام تو مهمونی بودم و خیلی خوشحال بودم یهو چشم خورد به یه مرد با کت مشکی که بهم زل زده بود خیلی مغرور و خشن بنظر میرسید یهو اومد سمتم صندلی جلو من خالی بود اومد نشست جلوی من و گفت : ( علامت جونگ کوک =×) چه پرنسس کوچولوی زیبایی و مایل به آشنایی هستید؟ منم که تحتتأثیر قیافه زیباش قرار گرفته بودم ولی بنظرم خیلی مغرور بود دستش پر تتو بود ولی بل این خال گفتم: نه
× مجبوری کوچولو
+ گفتم نه یعنی نه
بلندم کرد بردم تو ماشین
چیه نیشت بازه آره میدونم داشت بجا های خوبی میرسید
شرط پارت بعد: شزط نداریم گلم پارت بعد رو هم میزارم غمت نباشه
(داستان ا.ت)part 1
دادم اون موقع ما وضع مالی خوبی نداشتیم و من بعد از فوت پدر و مادرم دست فروشی میکردم
+من با همین اوضاع به ۱۸ سالگی رسیدم و در دوسال آخر کل تلاشم رو کردم که جایی قبول بشم و قبول شدم اونجا اول موفقیت من بود و در دانشگاه هنر قبول شدم
+ من کلی جون کندم و کلی تلاش کردم و رویای کارگردان شدن داشتم در آن دانشگاه بورسیه گرفتم و قبول شدم و اولین فیلم خودم رو درست کردم و باورم نمیشد که اون فیلم کلی معروف بشه یه روز شانس در خونه ام رو زد یه تهیه کننده معروف اومد جلو خونم و منو به یه مهمونی دعوت کرد
+ من هم کلی ذوق زده شده بودم و هفته بعد مهمونی و لباسامو آماده کردم
هفته بعد.....
+ به مهمونی رسیدم و باورم نمیشد الان اینجام تو مهمونی بودم و خیلی خوشحال بودم یهو چشم خورد به یه مرد با کت مشکی که بهم زل زده بود خیلی مغرور و خشن بنظر میرسید یهو اومد سمتم صندلی جلو من خالی بود اومد نشست جلوی من و گفت : ( علامت جونگ کوک =×) چه پرنسس کوچولوی زیبایی و مایل به آشنایی هستید؟ منم که تحتتأثیر قیافه زیباش قرار گرفته بودم ولی بنظرم خیلی مغرور بود دستش پر تتو بود ولی بل این خال گفتم: نه
× مجبوری کوچولو
+ گفتم نه یعنی نه
بلندم کرد بردم تو ماشین
چیه نیشت بازه آره میدونم داشت بجا های خوبی میرسید
شرط پارت بعد: شزط نداریم گلم پارت بعد رو هم میزارم غمت نباشه
- ۱.۱k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط