Velvet sin
Part 1
(الکسی POV)
قدش کوتاهه
۱۶۵ بیشتر نیست...
ولی وقتی نگام میکنه، انگار میخواد گلومو بدره
چشمهای عسلی ، پوست سفید ،نفسهای تند ولی کنترلشده...
میتونستم راحت بترسونمش تا گریهش بگیره و التماسم کنه.،.
ولی این یکی فرق داره
دستمو روی کمرش محکمتر کردم...
لرزش خفیفی داشت ، ترس؟
نه ، خشم
خوبه
خم شدم تا کنار گوشش
⊙«تا وقتی پدرت یاد بگیره قوانین رو رعایت کنه، پیش من میمونی.»
تقلا کرد ولی بیفایدهست
دستم از کمرش بالا رفت تا روی پهلوش..مرز رو رد نکردم و نمیکنم...مگه وقتی که بخوام.
☆«به من دست نزن»
لبخند زدم.
انگشت اشارهم رو گذاشتم زیر گوشش، درست روی نبضش.
تند میزد.
⊙«الان دشمن منی، موروزووا.»
آروم گفتم.
⊙«و من با دشمنهام مهربون نیستم.»
دستور دادم ماشین حرکت کنه.
اون مال منه
نه از روی میل.
از روی معامله
حداقل فعلاً
___________
امیدوارم دوست داشته باشین
اگه ایده ای داشتین پیوی در خدمتممم ، حتما بیاین
واقعا الان تو شرایط سختیام پس اگه حمایت نشه و دوسش نداشته باشین نمیزارمممم چون بنطر خودمم چرت و پرت شده💋💋💋
(الکسی POV)
قدش کوتاهه
۱۶۵ بیشتر نیست...
ولی وقتی نگام میکنه، انگار میخواد گلومو بدره
چشمهای عسلی ، پوست سفید ،نفسهای تند ولی کنترلشده...
میتونستم راحت بترسونمش تا گریهش بگیره و التماسم کنه.،.
ولی این یکی فرق داره
دستمو روی کمرش محکمتر کردم...
لرزش خفیفی داشت ، ترس؟
نه ، خشم
خوبه
خم شدم تا کنار گوشش
⊙«تا وقتی پدرت یاد بگیره قوانین رو رعایت کنه، پیش من میمونی.»
تقلا کرد ولی بیفایدهست
دستم از کمرش بالا رفت تا روی پهلوش..مرز رو رد نکردم و نمیکنم...مگه وقتی که بخوام.
☆«به من دست نزن»
لبخند زدم.
انگشت اشارهم رو گذاشتم زیر گوشش، درست روی نبضش.
تند میزد.
⊙«الان دشمن منی، موروزووا.»
آروم گفتم.
⊙«و من با دشمنهام مهربون نیستم.»
دستور دادم ماشین حرکت کنه.
اون مال منه
نه از روی میل.
از روی معامله
حداقل فعلاً
___________
امیدوارم دوست داشته باشین
اگه ایده ای داشتین پیوی در خدمتممم ، حتما بیاین
واقعا الان تو شرایط سختیام پس اگه حمایت نشه و دوسش نداشته باشین نمیزارمممم چون بنطر خودمم چرت و پرت شده💋💋💋
- ۱۷۵
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط