{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

@roya6

@roya6
‍ نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و شخص مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه‌ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه‌ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه‌ی عقل
هرکجا نامه‌ی عشق است، نشان من و توست

سایه زآتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
دیدگاه ها (۱)

@roya6رویای من کجایی؟

@roya6می‌شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگی...

باز شب شد ، همه مثلِ هم شدیمهمه به یادِ دوست داشتن هایی که ...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان م...

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ،ارنهای بسا باغ و بهاران که ...

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ،ارنهای بسا باغ و بهاران که ...

#دل نوشته نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر، نا...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

نشود  فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط