{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا هشیاری به طعم مستی نرسی

تا هشیاری به طعم مستی نرسی

تا تن ندهی به جان پرستی نرسی

تا در غم عشق دوست چون آتش و آب

از خود نشوی نیست به هستی نرسی
دیدگاه ها (۱)

نگاه او به من کفایت میکرد ؛برای سرمستی وصف ناپذیرم اگر چشمای...

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم...

این قلب ترک خورده‌ی منبند به مو بود !من عاشق او بودم و او عا...

دلشدهٔ کوی توام ، دار به گیسوی تواممستِ تن وبوی توام ،محو لب...

شده خیابان به خیابان همه را رد کنی ؟!ناگهان به سره یک کوچه ک...

باز آه باز آه هر آنچه هستی باز آه در درگاه دوستگر کافر و گبر...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط