شده خیابان به خیابان همه را رد کنی

شده خیابان به خیابان همه را رد کنی ؟!
ناگهان به سره یک کوچه کمی مکث کنی!
مادرم گفت که عاشق نشوی گفتم چشم×
چشمان تو مرا بی خبر از چشمم کرد 💫
عشق آنست که یوسف بخورد شلاقی درد از تن مغز و جان زلیخا برود ♡

و آنقدر جگر سوز بود عشق تو که مرا آب کرد آنقدر بی پایان بود عشق تو که مرا خواب کرد
آنقدر دور بود عشق تو که مرا هم گم کرد
آنقدر بی حس بود عشق تو که مرا بی جان کرد
آنقدر بی ثمر بود عشق تو که مرا دیوانه کرد
آنقدر پوچ بود عشق تو که مرا تا ابد بی نشان کرد🕯
دیدگاه ها (۰)

یه شب یه هوای سرد یه شومینه یه بارون و یه کوکمین توی بارون ن...

یه وقت‌هایی آدم به‌یه سکوت عظیم‌نیاز داره برای بعضی ها تا‌چن...

گاهی اوقات قلبم به درد میاد از اینکه اگه فقط اینترنت قطع بشه...

p¹²شبیه روح بود.. شنبه رسید.. و جونگکوک وارد خونه شد.. ات سر...

بعد از درد آن شب✭ Wylder✭ P.2 در ادامه...سه روز گذشته بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط