{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام بخوابید مردم شهر!

آرام بخوابید مردم شهر!
دیگر نه بانگِ شیون و گریه ی فاطمه می‌آید؛
نه صدای "عَجِّل وَفاتی سَریعا"!...

حالا گوشه ی خانه
علی سر به دیوار گذاشته و
به جای هق هق گریه، شانه هایش تکان می‌خورد
و حسنین(علیهم السلام)، دست به گیسوانی می‌زنند
که مادر شانه کرده!...

مادری که حالا آرام گرفته است و به دیدار رسول خدا پَر کشیده!...

آرام بخوابید مردم شهر!
حالا گوشه ی خانه
دخترکی چادر به سَر کرده و پیراهنی را در آغوش
می گیرد!...

و فکر می کند: شـــــاید دوباره...
دیدگاه ها (۱)

امروز عزادار مادر جوان ۱۸ساله هستیم....وای مادرم...

️امشب شب بخیر ندارد......🏴 چون ... شب بچه هاے حضرت# زهرا سل...

یتیمان جز دو چشم تر ندارندبه غیر از خاک غم بر سر ندارندچو ما...

درخواست مادرمان حضرت زهرا س در آخرین لحظات زندگی مبارکشان، خ...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

پارت یازدهم پرنسسی ای از جنس ابر می‌می در حالی که با تمامِ ت...

همخونه اجباری... پارت ۱۶۰"پایانی"«ویو جئون جونگ‌کوک»شب...همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط