{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت...
اما میترسم!
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندی از کنارش رد شود!
میترسم از اینکه بخواند و با یک "مرسی" گفتن،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!
میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ اینها را برایش گفته باشد!
شجاعتم تا همین حد بود؛
"برایش نوشتن"
من جراتِ ارسالش را ندارم!

#علی_قاضی_نظام☘ 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀
دیدگاه ها (۱)

┅✶❤ ✶┅ •❥●●❥• غیر از این داغ که در سینۀ سوزان دارم چه گل از ...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

درود عزیزان منننن

Forced MarriagePart 29شب با تاکسی به خونه برگشتمتمام مسیر فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط