حسم به دیدنت شبیه وقتاییه که خسته و گرسنه از مدرسه میومدم

حسم به دیدنت شبیه وقتاییه که خسته و گرسنه از مدرسه میومدم خونه و غذا آماده بود ،مثل وقتی که کسی که دوستش داری با کلی شیرکاکائو میاد دیدنت ،مثل وقتایی که آرزهات دیگه آرزو نیستن و شدن چیزی که داریش.
امروز منو تو خیابون همو دیدم نمیتونم بگم چقدر دلم براش تنگ شده بود انگار سال های سال بود ندیده بودمش ،شاید دلم تنگ شده بود توو‌ خیابونا ببینمش جاهایی که سالها طی کردیم و از کنار هم عبور کردیم و ازش لذت بردیم .از صمیم قلب دوستش دارم ،وقتی می‌بینمش حس میکنم اونم از صمیم قلبش دوستم داره ،صورتش چیزی دیگه یی میگه ،نگاه کردنش با همه فرق داره انگار ،لبخندش حس خوبی بهم میده.
وقتی دیدمش پیش خودم آرزو کردم کاش از حالا به بعد اینقدر عمر کنم که اندازه‌ی همه‌ی این سه دهه‌ی پشت سر که ندیدمش ،ببینمش و عمرم حروم نشه.
❤❤❤❤❤❤❤❤
پ.ن:گردنبند از طرف ی دوسته.ممنون بابت کادوت🌸💫
دیدگاه ها (۰)

گفت: هیچ‌کساز دوری و نبود هیچ‌کسی نمرده! مرده؟ تو دلم گفتم: ...

یه مدت می‌گذره از زمانی که تو رفتی و فکر کنم حالا می‌تونم بگ...

تو ژاپن یه سری تلفن عمومی وجود داره مخصوص کسایی که عزیزاشونو...

من مجموعه‌ی کامل و بی‌نظیری از گندها و حماقت‌ها هستم. من همی...

پارت هفتم خندیدن ماه 🌚🌙✨

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖(یک روانی) فلش بک به زمان حالا.ت روبه‌رو ی جیمین نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط