{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهرزاد را دیدی

شهرزاد را دیدی
عشق زندگیش را گرفتند...
سکوت را شایسته دانست..
زندگی به رنگ اجبار را به او بخشیدند
سکوت کرد...
تحقیر را با او آشنا کردند...
دم نزد..
اما...
امیدش را که گرفتند...
شکست..
عشق و زندگی و خوشی و هر چیز که داری را هم
که ببازی..
امیدت که باشد میتوانی از نو بسازی...
اما..
وای به روزی که امیدت را بگیرند..
بی امید..
تمام خواهی شد...
هرگز..
امیدت را به کسی نبند...

"نرگس بختیاری"
دیدگاه ها (۴)

بیا دیگر حضرت پاییز... جان آن مهر پر خاطراتت بیابه خاطر آن آ...

برایِ حالِ خوب هم دعا کنیمحالِ خوب یک سری هادر گرو بردنِ اسم...

به گمانم پاییز،عنصرِ ناهمگونِ فصل هاست...تصویری ست از زنی که...

میدانی چیست؟!حسودی ام میشودولی این بار نه به آدم های دور و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط