{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دیگر حضرت پاییز

بیا دیگر حضرت پاییز...
جان آن مهر پر خاطراتت بیا
به خاطر آن آبان بی روح و إذر سردت
بیا تا ببافم رج به رج خاطراتت را در گوشه ی ذهنم....
بیا تا یک روز بارانی خلوت را تنهایی زیر آسمانت به سرببرم
شاید هم دست در دست یار با شعرهای حافظ موسیقی خش خش برگهایت را به خاطر بسپرم
وقت خدا حافظی یک انار و یک برگ بدهد دستم و در گوشم
زمزمه های شاعرانه بکند و من عاشق ترین دختر پاییز شوم....
ببارو ببارو ببار....
و مارا به حافظه ی خیس خیابان ها بسپار
جان ما بیا....
دلمان برای عاشقی کردن تنگ شده......
👤 نیلا_آوان
دیدگاه ها (۵)

برایِ حالِ خوب هم دعا کنیمحالِ خوب یک سری هادر گرو بردنِ اسم...

خوب ترین حالتی که این روزها دچارش شده ام این است که دیگر ، ه...

شهرزاد را دیدیعشق زندگیش را گرفتند...سکوت را شایسته دانست..ز...

به گمانم پاییز،عنصرِ ناهمگونِ فصل هاست...تصویری ست از زنی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط