{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا آرام

هوا آرام
شب خاموش
راه ِآسمان ها باز

خیالم
چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
رَوَد آنجا
که می بافند کولی های جادو، گیسوی شب را

تنم را
از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند

تبسم های شیرین تورا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
ای افسوس
سیاهی تار می بندد
چراغ ِماه
لرزان از نسیم سرد پاییز است

هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز
زمان
در بستر شب خواب و بیدار است

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

خدایادلمان را به تومیسپاریمدلی که همچون یک دفتر پُر است ازغم...

گاهی نفس به تیزی شمشیرمیشود...ازهرچه زندگیست دلت سیرمیشود......

.من به یاد تو با باران... قدمی خواهم زد......

دعای صبحگاهی خدایا من چیزی نمی بینم ، آینده پنهان است. ولی آ...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 15شب، جلسه‌ی شورای سلطنتی برگزار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط