(گذشته روباه و اینده روباه) پارت دوم
(گذشته روباه و اینده روباه) پارت دوم
حالا میایم ادامه داستان رو بگیم
وقتی کاواکی و هیماری و بوروتو داشتن فرار میکردن خب بین این همه جمعیت یه چند نفر خوردن به هم و هیناتا مچ پاش پیچ خورد و داشت میافتاد که یهو ناروتو گرفتش
هیناتا هم عین همیشه
گفت :ن ن نا نا ناروتو کون
بعد ناروتو گفت :انگار مچ پات پیچ خورده خودم تا خونه تون میبرمت هوا تاریکه
بعد در این هین بوروتو و هیماری و کاواکی رفتن تو یه کوچه ای
کاواکی گفت : شب شده نمیشه شب رو بیرون بمونیم باید بریم پیش ناروتو
بوروتو هم گفت :میدونم اما اون نباید بفهمه ما بچه هاش هستیم
هیماری هم حرف ناروتو رو تایید کرد
اما خب در اخر همشون قانع شدن و بعد
کاواکی گفت :حالا چطور ناروتو رو قانع کنیم؟ .. اصلا اون از چی خوشش میاد
ناروتو و هیماری همون موقع گفتن :ایچیراکو رامن
بعدش که اونا میخواستن برن سمت ایچیراکو یهو ناروتو و هیناتا رو دیدن
بعد بوروتو گفت :
هاهاها تا لایک کنید نمیگم
حالا میایم ادامه داستان رو بگیم
وقتی کاواکی و هیماری و بوروتو داشتن فرار میکردن خب بین این همه جمعیت یه چند نفر خوردن به هم و هیناتا مچ پاش پیچ خورد و داشت میافتاد که یهو ناروتو گرفتش
هیناتا هم عین همیشه
گفت :ن ن نا نا ناروتو کون
بعد ناروتو گفت :انگار مچ پات پیچ خورده خودم تا خونه تون میبرمت هوا تاریکه
بعد در این هین بوروتو و هیماری و کاواکی رفتن تو یه کوچه ای
کاواکی گفت : شب شده نمیشه شب رو بیرون بمونیم باید بریم پیش ناروتو
بوروتو هم گفت :میدونم اما اون نباید بفهمه ما بچه هاش هستیم
هیماری هم حرف ناروتو رو تایید کرد
اما خب در اخر همشون قانع شدن و بعد
کاواکی گفت :حالا چطور ناروتو رو قانع کنیم؟ .. اصلا اون از چی خوشش میاد
ناروتو و هیماری همون موقع گفتن :ایچیراکو رامن
بعدش که اونا میخواستن برن سمت ایچیراکو یهو ناروتو و هیناتا رو دیدن
بعد بوروتو گفت :
هاهاها تا لایک کنید نمیگم
- ۲۳۶
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط