{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کوی تو می آیم و از خود خبرم نیست

از کوی تو می آیم و از خود خبرم نیست

پرسم مگر از غم ره کاشانه ی خود را
دیدگاه ها (۱)

🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 ‌‌ای دل اگرت طاقت غم نیست بروآوارهٔ ...

دو چشم آبی ات در کاشی افتادبه دنبالش قلم مو ناشی افتادکمال ا...

تمام عمر خندیدم به این عاشق به آن عاشقچنان عشقی سرم آمد که د...

پُرم ازدلتنگی ...اضطرابوانتظار ...حرفی بزنسکوتتجانفرساست ......

شهدا

ارغوان این چه رازیستکه هر بار بهاربا عزای دل ما می آید از به...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط