{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنی پارت

(دوست داشتنی) پارت 42

ا.ت
بعد از خرید
تهیونگ: چیز دیگه ای
لازم نداری
ا.ت: نه ممنون
تهیونگ: چیشده
ا.ت: ناراحتم
تهیونگ: چرا قشنگم
ا.ت:احساس راحتی
باهات نمیکنم
تهیونگ: برای چی باهام
راحت نیستی
ا.ت:اخه برام خیلی
چیز میخری خیلی
برام کار انجام میدی
ولی من هیچکاری نمیکنم
تهیونگ: خیالم راحت شد
گفتم الان منظورت با چیه
تو موقعی ناراحت باش
که من دوست نداشت باشم
و اینو بدون که اینکارارو از
ته دلم انجام میدم مطمئن
باش اگه از چیز دیگه ای ناراحت
باشی بهم حتما بگو
ا.ت: باشه میگم
تهیونگ: اینارو ول کن
بریم رستوران
ا.ت:چی رستوران
تهیونگ: آره بریم
غذا بخوریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
رفتیم رستوران باهم غذا
خوردیم و باهم رفتیم
یکم دور زدیم و کلی
بهمون خوشگذشت
بعدظهر بود رفتیم
خونه
تهیونگ:خب میبرمت
خونه خودم کار دارم
شب برمیگردم
ا.ت: باشه
تهیونگ: نمیخوای بدونی
کجا میرم
ا.ت:مهم نیست
تهیونگ: برات مهم نیستم
ا.ت: نه منظورم این
نبود
تهیونگ: پس چی
ا.ت:منظورم این بود
که بهت اطمینان
تهیونگ:خب قربونت
برم رسیدیم
ا.ت: مراقب خودت
باش خداحافظ
تهیونگ: خداحافظ

#تهیونگ
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۵)

(دوست داشتنی) پارت 43شبتهیونگرفتم خونهتهیونگ: ا.تخدمتکار:آقا...

(دوست داشتنی) پارت 44یک ساعت بعدا.تدینگ دونگ(یاد کوک افتادم😂...

(دوست داشتنی) پارت 41ا.ترفتیم باهم بیرونتهیونگ: بستنی میخوری...

فردا ساعت ۲:۲۵ بی تی اس در ویلایو لایو داره

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

مثلث عشق ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط