{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶
شروع
ات: بر بابا
ویو ته
وقتی دیدم نمیاد انداختمش پشت کولم
ات: بذارم زمین
ته: وقتی خودت میای تقصیر من نیست
رسید سرمیزنم شام و ته ات گذاشت زمین
ات می‌خواست بشین رو صندلی
ته: بیا اینجا بشین
اشاره به پاهاش
ات: مگه دیونه ام
ته: مگه دوست داری دختررونگیت از دست بدی
ات: معلومه که نه
ته: پس بیا بشین
ات: باشه
ته: افرین دختر خوب
ات رفت رو پاهای نشست
ته: چرا غذا نمیخوری
ات: گشنم نیست
ته: مطمئنی
ات:آره
ات: خواست بلند شه که ته دستش ناد روپاش
ته: چون که گشنت نیست قرار نیست زود پاشی خانم کوچولو
ات:پس تا کی باید این وضع تحمل کنم
ته: تا وقتی که من غذام تموم شه
ات: خدایا بیا من بخو نجات بده از دست این
ته خندید
ات: چته میخندی
ته: اداشو در اورد
ات: خیلی خوب اجرا میکنی بازیگر شو
ته : هه هه
ات: ای خدا گیر چه آدمی افتادم
ته: میتونی پاشی بر تو اتاقت
ات: بعد از سه سال ( کجا سه سال پنج دقیقه رو پاش نشستی)
ات رفت تو اتاقش
گوشی ته زنگ خورد
بادیگارد : قربان جاسوس ها رو پیدا کردیم میگن فقط با شما حرف میزنن ما الان داخل انبار متروکه همیشگی هستیم
ته : الان میام
گوشیش قط کرد رفت
ویو ته
خیلی بامزه
رفت به انبار متروکه
یهو
پایان پارت ۶
گلگیلی
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷شروعیهو زنه می‌خواست بگه تا اون تا اون نیومده من با شم...

دلم نیومد براتون نزارم پارت ۸شروع ویو ته برگشتم خونه رفتم تو...

پارت ۱۴شروع :ات : باشه باباته: من میرم بیرون ۳۰ ساعت بعدویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط