{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷
شروع
یهو زنه می‌خواست بگه تا اون تا اون نیومده من با شما هیچ حرفی ندارم
ته: خوبه خوب
(اسم زن لیاست)
لیا: سلام عشقم(عشوه)
لیا : به این بگو آزاد کنن(عشوه )
ته : خفه شو (عربده)
ته یک سیلی بهش زد
لیا: عشقم چرا اینجوری میکنی دردم میگیره( عشوه)( مرض زنیکه او ات رو دوست داره نه تو فوش های بد بد*****)
ته: اینقدر عشقم نکن امروز مرگته دختره جن.ده زیر خواب
لیا: نه عزیزم امروز روزی که من تو رل میزنیم
ته: دوست داری گلوله حرومت کنم
لیا : هنوزم ات رو دوست داری
(بچه ها ته و لیا باهم دوست بودن ات اون موقع جهشی خونده بود رسیده بود دبیرستان و با اونا همکلاسی شده بود و لیا وقتی فهمید لیا برای ات قلدری میکنه که الان تازه فهمیده آوردش تو انباره متروکه این یه دلیل و لیا دم در پاسگاه پلیس بود که ته رو لو بده بادیگارد های ته پیداش می‌کنند میارننش اینجا)
ته: آره هنوزم دوستش دارم مشکل داری هرزه میدونی چرا اون بیشتر تو دوست دارم
لیا: چرا عشقم اونقدر اون هرزه دوست داری ( عشوه)
ته: چون مثل تو هرزه نیست پاک مثل تو هروز زیر یه نفر نبود مثل تو دنبال پسرا نبود که زیر خوابشون باشه (عربده)
ته : انقدر بزنیش که بمیره جسدش دفن کنین
بادیگارد چشم قربان
لیا: تروخدا ولم کنین
پایان پارت هفت
شرط ۵ لایک فقط
دوستان اگر پارتی اصمات داشته باشه تو کامنت ها مینویسم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶شروعات: بر باباویو تهوقتی دیدم نمیاد انداختمش پشت کولم...

پارت ۲شروعویو ته خواست بهش سیلی بزن که نزاشتم وقتی گفتم اموا...

#چرا -من PART6ات چون ...... اون حرفا چی بود تو گفتی(گریه ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط