{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



همی ترسم که ای جان جهانم
نیایی ور رود بر باد جانم

گر از جان دادنم بیمی‌ست زان است
که جان بهر نثار دلستان است

#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۱)

‌به زلف و عارضت دل‌های سوزان شب است و آتش دیوانه‌ای چندمخس...

‌آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزارهمچو من معشوقه یک ره آزمود...

‌در این ظلمت‌سرا تا کی به بوی دوست بنشینمگهی انگشت بر دندان ...

‌در عشق تو هر حیله که کردم هیچستهر خون جگر که بیتو خوردم هیچ...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط