{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزار
همچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکی

نغنویدم زان خیالش را نمی‌بینم به خواب
دیده گریان من یک شب غنودی کاشکی


#سعدی
دیدگاه ها (۱۲)

‌عشق یگانه‌امگریه نکناشک‌هایت می‌خراشد روحم رادر دنیا چیزی ن...

‌عشقِ تومثل هوای دَم صبح است تازه اَم می کندکافیست کمی تو را...

‌به زلف و عارضت دل‌های سوزان شب است و آتش دیوانه‌ای چندمخس...

‌همی ترسم که ای جان جهانمنیایی ور رود بر باد جانمگر از جان د...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.116(از زبون جون...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط