{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده
دیدگاه ها (۳)

خداوندا.. من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی سرمای ز...

بزرگی گفت : وابسته به خدا شوید .پرسیدم : چه جوری ؟گفت : چه ج...

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک ب...

یادمه وقتـــــــــی بچه بودمبعضی وقت ها بابامو نگاه میـــــک...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند. فردی ...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط