خدایا دستانم را به پهنای اسمانت میگشایم
خدایا دستانم را به پهنای اسمانت میگشایم
اما مگر میشود اسمانت بیکران و دستانم کوچک
اما میدانم که دلم به وسعت اسمانت است
چون تورا در اسمان دلم حس میکنم
پروردگارم !عشق تو را چون نفس هایم حس میکنم
اما بر پیشانیم اثری از جای سجده ات نمبینم
مگر راز و نیاز با تو نشانه میخواهد
معبودا : ستاره های دعایم را به مهتاب نگاهت روانه میکنم
میدانم از ان کهکشانی از امید خواهی ساخت
تا مرا به اوج کعبه ارزوهایم ببرد
ایزدا :دلم را با الماس نگاهت صیقل بده که تیرگی زمینی ها را بزوداید
اما مگر میشود اسمانت بیکران و دستانم کوچک
اما میدانم که دلم به وسعت اسمانت است
چون تورا در اسمان دلم حس میکنم
پروردگارم !عشق تو را چون نفس هایم حس میکنم
اما بر پیشانیم اثری از جای سجده ات نمبینم
مگر راز و نیاز با تو نشانه میخواهد
معبودا : ستاره های دعایم را به مهتاب نگاهت روانه میکنم
میدانم از ان کهکشانی از امید خواهی ساخت
تا مرا به اوج کعبه ارزوهایم ببرد
ایزدا :دلم را با الماس نگاهت صیقل بده که تیرگی زمینی ها را بزوداید
- ۱.۵k
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط