{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما در دیار عشق و جنون سر سپرده ایم.

ما در دیار عشق و جنون سر سپرده ایم.
زنگ خرد ز آیینه ی جان سترده ایم.
ما هم خراب میکده ی عشق و حیرتیم.
ته جرعه های حافظ و خیام خورده ایم.
ما گر عنان عشق رها کرده ایم باز.
شادیم چون رکاب جنون را فشرده ایم.
در بحر عشق اگر همه جویای ساحلند.
ما کشتی وجود به طوفان سپرده ایم.
دیدگاه ها (۳۹)

من “حافظ” عشق تو و دیوانه ی فالتمن “مولوی” عهد تو با شوق وصا...

از عشق گریزانم و با عشق موافقتردید قشنگیست خودانکاری عاشقاز ...

نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناس...

دست عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط