{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عشق گریزانم و با عشق موافق

از عشق گریزانم و با عشق موافق
تردید قشنگیست خودانکاری عاشق

از عشق به آغوش چه دردی بگریزیم
حالا که غمش هم شده آرامش عاشق

گفتم که در آغوش خود آرام بگیرم
دیدم اثری نیست از آن آدم سابق

داغ است ولی داغ قشنگیست که آن را
در سینه نگه داشته‌ام همچو شقایق

از فرضیه تا واقعه با عشق دویدم
عمری متناقض شد و یک لحظه مطابق

یک لحظه نگاهم به تو افتاد و از آن روز
از عشق گریزانم و با عشق موافق
دیدگاه ها (۴۹)

ناگاه عشق، عشق نه! چیزی عجیب‌ترچیزی شبیه زلزله، اما مهیب‌ترچ...

چشمهایت همه جا راز تو را جار زدندخبر از عشق نوشتند و به دیوا...

من “حافظ” عشق تو و دیوانه ی فالتمن “مولوی” عهد تو با شوق وصا...

ما در دیار عشق و جنون سر سپرده ایم.زنگ خرد ز آیینه ی جان ستر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط