{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذر از عاشقان رسید به فالم

در گذر از عاشقان رسید به فالم
دست مرا خواند و گریه کرد به حالم

روز ازل هم گریست آن ملک مست
نامه تقدیر را که بست به بالم

مثل اناری که از درخت بیفتد
در هیجان رسیدن به کمالم

هر رگ من رد یک ترک به تنم شد
منتظر یک اشاره است سفالم

بیشه شیران شرزه بود دو چشمش
کاش به سویش نرفته بود غزالم

هر که جگرگوشه داشت خون به جگر شد
در جگرم آتش است از که بنالم
دیدگاه ها (۱)

چشم مرا دید و دل سپرد به فالمدست مرا خواند و گریه کرد به حال...

‌بیشه‌ی شیران شرزه بود دو چشمشکاش به سویش نرفته بود غزالم...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اجرای زنده آذری بایجانیم با صدای دیجی هجران.مشگین شهر

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

#الحياة جميلة عندما #نختار حياتك الخاصة بدلا #من حياة الا #خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط