{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو

رفتم و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

طعنه به ماجرا مزن، اسم مرا صدا مزن
قلب مرا آواره کن، دل به ستاره‌ها بزن

تکیه به شانه‌ام مزن دل به ترانه‌ام مده
راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام مده

یک‌سره فتح نمی‌شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه‌ی عشق نمی‌شوم، با تو اگر سفر کنم

شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
این همه نور داشتی و صحبت سایه می‌کنی

وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو غروب می‌کنم ولوله‌ رو تو چاره کن

با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم

/ سعید
دیدگاه ها (۷)

/ سعید

زندگی اگر معنا و مفهومی نداشته باشد چیز چرندی است …چرا که ...

/ سعید

/ سعید

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

*ترجمه*🕊*یا رحمان ،وقتی سینه‌ام تنگ می‌شود تو طوفان درون ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط