{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب من یک نابیناس

قلب من یک نابیناس
بویت را میشناسد
حست میکند
صدایت را میشنود
دستانت را لمس میکند
و لبخندی روی لبانش میاید
و اشک در چشمایش حلقه میزند
قلب من تورا نمی بیند
ولی تورا بیشتر از هرکس میفهمد
دیدگاه ها (۱)

آرزو میکردم که تو از آنِ من بودیدر روزگاری که بر گل ستم نبود...

وَ ناگهانتمام می شویبی آنکه شروع کرده باشی؛چقدر دنیا کوچک می...

iعاشق شدم ..همان‌طور که آدم یکهو بیمار می‌شود؛بی آن‌که بخواه...

صبح شدآفتاب آمد...چای را خوردیمروی سبزه‌زارِ میزساعت نُهابر ...

پارت چهاردهم

(سایه های خونی) part ۱۵/دانای کل___در میان رقص،جکسون و مکس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط