{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بے تو مهتاب

بے تو مهتاب
شبے غصه به قلبم جا شد
دل ماتم زده ام بے تو تڪ و تنها شد

شوق دیدار تو
از چشم ترم خواب ربود
دیدن رنگ خوشے بعد تو یڪ رویا شد

شب و صحرا
و گل و سنگ ڪه یادت مانده ؟
همه دل داده شدند و سر تو غوغا شد‌

پیش آن جوے ڪه
با هم لب آن بنشستیم
آنقدر اشڪ فشاندم ڪه دگر دریا شد

تو به من سنگ زدے
قلب مرا بشڪستے
بعد تو غصه مرا همدم این شبها شد

خواستم بگذرم از
ڪوچه ولے خاطره ها
در دلم تازه شد و مانع رفتن پا شد
دیدگاه ها (۱)

امشب از بوے اقاقے ؛ سر خوشم ... وز ...

بے تو ، مهتاب شبے باز از آن ڪوچـہ گذشتم همـہ تن چشم شدم خیر...

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

عاشقانه های شبنم

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط