{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خيابون پشت پا انداختم واسه دوس دخترم با كله رفت تو جوب

تو خيابون پشت پا انداختم واسه دوس دخترم با كله رفت تو جوب، با سر و كله خوني بلند شده ميگه : عزيزم اشكالي نداره تقصير خودم بود باز قهر نکرد :|||
گرفتاری شدیم تورو قرآنا -___-















این ولنتاینم درد سری شده ها ! :| -___-
دیدگاه ها (۸)

اقا بخدا دیگه خسته شدیم از بس گفتن این پیامو به ۸ نفر بفرست ...

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن ...

یادمه بچه بودم چادر مادرم می گرفتم که گم نشم الان موندم بچه ...

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ......ﺑﺎ ﻫﺮﮐﺲ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﮑﻦ ......ﺻﺒﺮ ﮐﻦ.....ﺻﺒﺮ ﮐﻦ......ﺳ...

Part ¹³ویو لیلی لب زدم+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

رمان: قلب در تاریکی

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

فیک ووک پارت = ۵ویو ا‌.ت بعد از کلی خرید بلخره لنا خسته شد و...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

فیک:بابای سخت گیر من " part 10[سوآ با تعجب سرش رو بالا آورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط