ات دستمو با شتاب به سمت

2/2

ا.ت: دستمو با شتاب به سمت
صورتش گرفت دلم نمیخواست
بزنمش دستمو از دستش کشیدم
از اینکارا خوشم نمیاد نکن برو بیرون
کوک: تا نبخشیم از اتاق نمیرم
ا.ت: پس خودم میرم...بلند شدم برم
که دستمو‌گرفت و کشید سمت‌خودش
کوک: بیبی‌عصبانی‌میشی‌ترسناک‌میشیا
ا.ت: برو اونور دارم له میشم
کوک: نرم چی میشه؟
ا.ت: جیغ میزنم همسایه ها بریزن
رو سرت
کوک: داد بزن بیبی کسی نمیاد
ا.ت: تا خواستم جیغ بکشم با لباش
خفم کرد...لباشو رو لبام حرکت داد و
شروع کرد به بوسیدن
کوک: بعد چن مین که آروم شد ولش
کردم
ا.ت: فردا به جرم دست درازی ازت
شکایت میکنم
کوک: منم ازت شکایت میکنم
ا.ت: به چه جرمی؟
کوک: بی محلی
ا.ت: خودت باعث میشی بهت
بی محلی کنم
کوک: فردا جلوی همه تو شرکت
ازت خواستگاری میکنم خوبه؟
ا.ت: آره خوبه
کوک: ظالم غرورم شکسته میشه
ا.ت: خربزه خوردی پای لرزشم
باید بشینی
کوک: دوباره منشیم میشی؟
ا.ت: نه
کوک: پس هر کی رو استخدام کنم
مشکل نداری؟ ی دختر جوون با
دستای ظریف که برام صبحونه بیاره
ا.ت: کوفت بخوری
کوک: پس دوباره منشیم میشی؟
ا.ت: واقعا جالبه
کوک: چی جالبه؟
ا.ت: پارسال من ازت میخواستم
منشیت بشم حالا خودت ازم میخوای
کوک: هیچ وقت از استخدامت
پشیمون نمیشم منشی کیم

پایان
دیدگاه ها (۰)

وقتی میپری بغلش'کوک: محکم فشارت میدهتهیونگ: گردنتو کیص مارک ...

وقتی میگی بچه میخای'(توبه) کوک:حالت خوبه؟ برات آب بیارم؟ تهی...

۱/۲کوک: مگه نگفتم پرونده ها رو درستبزار سرجاش...انقدر بی عرض...

_رفتم برای ا.ت بستی و چند تا چیپس بگیرم گرفتم داشتم می رفتم‌...

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

نامجون: تو این کتابه نوشته وقتی با پرنسس ازدواج کردی شب اول ...

پارت ۵اومدی و ناهار و تو سفره گزاشتی بعد ناهار کوک گفت که من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط