همه چیز از دستم در رفته و ماهیهای تو دستم و پروانههای

همه ‌چیز از دستم در رفته و ماهی‌های تو دستم و پروانه‌های توی قلبم همشون سرازیر شدن ‌و پرواز کردن رفتن. من موندم با خودم که نمی‌دونم چطوری می‌تونم از دستش فرار کنم و منم برم.


.






.





.





من چرا باور نکردم وقتی اعتراف کردی خوب بودنت تظاهرِ؟
دیدگاه ها (۷)

من تموم شاخه گل‌ها، گلدون‌ها و دسته گل های خشک شده اتاقم رو ...

‌‏من اندازه‌ی سالیوان بغل داشتم واسه تو و غم‌هات، اندازه‌ی ف...

به من خرده مگیرکه هربار فسرده‌خاطر بودیبهترین واژگانم را برا...

میدونی کجا فهمیدم خیلی اشتباه کردم؟ اونجا که به خاطر تو هر ک...

زمان مرگ🪦🕰🪦part ①علامت لیا: +علامت کوک: _+کوک ولم کن_خودت ب...

پارت 1ویو ات: روی یه نیمکت توی یه پیست ورزشی نشسته بودم و ای...

فرار من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط