#novel_vampire
#novel_vampire
سویو او دختر لازم نیست اینکار رو انجام بدی من از همون اول بخشیدمت
ات ممنونم
ببین برای اینکه همه ات رو مقصر بودن خودش اون خوبه باشه چیکار میکنه ات بلند میشد میره سر میزش میشینه
استاد درس رو شروع میکنه یکم نمیتونه درس بده چون سریع زنگ میخوره•
ویو ات
من سریع از کلاس میرم بیرون میرم داخل باشگاه جودو دانشگاه بدون اینکه دستکش بپوشم شروع میکنم به شکستن سنگ کاشی و چوب از تمام دستم داشت خون میاومد
پرش به سمت فلیکس
ته از فلیکس درباره اینکه چرا ات جلوی سویو زانو زده بود میپرسه ( فلیکس همه رو به ته گفته بود که کی هستن )
فلیکس هم همه چی رو بهش میگه
ته او پس چرا کسی ازش دفاع نمیکنه
فلیکس در جریان نیستی چون ات خانواده نداره اگه کسی ازش حمایت کنه اون هم اخراج میشه
ته دختره بدبخت
فلیکس یونا ات رو ندیدی
یونا نه منم اومدم تا از تو بپرسم
فلیکس الان دنبالش میگردم
یونا ممنون پیداش کردی بهم خبر ( میره )
ته منم کمکت میکنم
فلیکس بنظرم ات رفته داخل باشگاه جودو بریم یه اونجا سر بزنیم
ته باشه
ویو ات
من حقمه همه این اتفاقات من که خانواده ندارم من که کسی رو ندارم هر تهمت بلای سرم بیاد حقمه از دستهام خون میاومد
( فلیکس و ته میرسن به باشگاه جودو )
فلیکس ات تو چیکار کردی با دستهات چرا دستکش دستت نداری•
بدون حرفی خواست بره که به سمت ته و فلیکس برگشت
ات ممنونم که تا الان هوای منو داشتی حتی شما آقای کیم• ( رفت )
رفتم دست هم هام رو زیر شیر اب بردم میسوخت ولی بازم برام مهم نبود دستم با یدونه باند بستم بقیه اش هم چسب زخم زدم رفتم سرکلاس کلاس تمام کلاس ها تموم شد داشتم از دانشگاه میرفتم برای آخرین بار از دور به یونا و بچه های کلاس نگاه کردم سمت خونم را افتادم
وسط راه داشتم به این فکر میکردم که باید کار پیدا کنم
سویو او دختر لازم نیست اینکار رو انجام بدی من از همون اول بخشیدمت
ات ممنونم
ببین برای اینکه همه ات رو مقصر بودن خودش اون خوبه باشه چیکار میکنه ات بلند میشد میره سر میزش میشینه
استاد درس رو شروع میکنه یکم نمیتونه درس بده چون سریع زنگ میخوره•
ویو ات
من سریع از کلاس میرم بیرون میرم داخل باشگاه جودو دانشگاه بدون اینکه دستکش بپوشم شروع میکنم به شکستن سنگ کاشی و چوب از تمام دستم داشت خون میاومد
پرش به سمت فلیکس
ته از فلیکس درباره اینکه چرا ات جلوی سویو زانو زده بود میپرسه ( فلیکس همه رو به ته گفته بود که کی هستن )
فلیکس هم همه چی رو بهش میگه
ته او پس چرا کسی ازش دفاع نمیکنه
فلیکس در جریان نیستی چون ات خانواده نداره اگه کسی ازش حمایت کنه اون هم اخراج میشه
ته دختره بدبخت
فلیکس یونا ات رو ندیدی
یونا نه منم اومدم تا از تو بپرسم
فلیکس الان دنبالش میگردم
یونا ممنون پیداش کردی بهم خبر ( میره )
ته منم کمکت میکنم
فلیکس بنظرم ات رفته داخل باشگاه جودو بریم یه اونجا سر بزنیم
ته باشه
ویو ات
من حقمه همه این اتفاقات من که خانواده ندارم من که کسی رو ندارم هر تهمت بلای سرم بیاد حقمه از دستهام خون میاومد
( فلیکس و ته میرسن به باشگاه جودو )
فلیکس ات تو چیکار کردی با دستهات چرا دستکش دستت نداری•
بدون حرفی خواست بره که به سمت ته و فلیکس برگشت
ات ممنونم که تا الان هوای منو داشتی حتی شما آقای کیم• ( رفت )
رفتم دست هم هام رو زیر شیر اب بردم میسوخت ولی بازم برام مهم نبود دستم با یدونه باند بستم بقیه اش هم چسب زخم زدم رفتم سرکلاس کلاس تمام کلاس ها تموم شد داشتم از دانشگاه میرفتم برای آخرین بار از دور به یونا و بچه های کلاس نگاه کردم سمت خونم را افتادم
وسط راه داشتم به این فکر میکردم که باید کار پیدا کنم
- ۱۰۹
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط