rahymy
۳۴۰
پسند
کتابی قدیمی را
کتابی قدیمی را
از قفسه ی کتاب های پدر بزرگ
برداشتم!
رویش غبار گرفته بود!
بدنش زخمی بود اما
تنش بوی اصالت میداد!
صدایی مدام در گوشم میگفت :
هرچقدر هم که خرابت کنند
تو اگر خودت باشی
مثل این کتاب کهنه
اصالتت را حفظ خواهی کرد!
#mahya
(:💗
دانلود
۳.۲k
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (
۳۶
)
⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیکتاک...
007-پنهان در مه - پارت ۸۵
Five
『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...
Custom bride part : 6
کتابی قدیمی را از قفسه ی کتاب های پدر بزرگ برداشتم!رویش غبار...
کتابی قدیمی را از قفسهی کتابهای پدربزرگ برداشتم!رویش غبار ...
راز گمشده/امین مهدی تجربه
سکوت کتابخانه..
A Love Transcending CenturiesP:1صدای تیکتاکِ ساعتِ دیواریِ ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین