{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( معجزه زندگی )

( معجزه زندگی )
پارت چهارم

٫ خدا من چرا لباس نپوشیدم ها این خوابه آره این یه خوابه ٫ همچنان تند نفس کشید سپس زل زد به مرد ای که کنارش خواب بود ولی صورتش اصلا نامعلوم بود برای این دخترک تند نفس کشید سپس ملاف را تا سینه هایش کشید این درست خواب بود یعنی درون خواب گم بود ؟ ... چی بر سرش اومده بود این اتاق زیبا تازه عروس و داماد ها .. چه وضعیت ای بود
در حال نگاه کردن اتاق و همچنین کنجکاو بود که مرد کنارش تکون خورد وحشت زده تو جاش بهش زل زد و ملاف را بیشتر به خودش فشرد پیش از حد میترسید نکنه کار دیگه ای باهاش بکنه اگر خواب هم بود دیگر داشت آن را می‌ترساند... پسرک آروم چرخید سمتش موهای بلند و مشکی که نور کم در اتاق به صورتش میخورد می‌درخشید اخم هایش تو هم رفته بود که آورم پلک از هم برداشت ... سپس زل زد دخترک کنارش
اون دختر بیش از حد ترسیده بود و این رو به خوبی فهمید تند روی تخت نشست سپس به اطرافش نگاه کرد
دخترک تند نفس کشید و جیغی کشید سپس گفت
ات : تو دیگه کی هستی من اینجا چیکار میکنم .. چی شده
تهیونگ آروم سمتش نگاه کرد برعکس این دختر خیلی آروم و ریلکس بود ولی دخترک فقد حس میکرد تو کابوس ای که ازش بیدار نمیشد ترسیده زل‌زد به پسرک
آروم سمتش نگاه کرد و با لحن سعی در آرام کردن دخترک گفت....
تهیونگ : آروم باش چیزی نشده که داد بزنی
دخترک تند سمتش نگاه کرد و بلافاصله به یاد آورد که تهیونگ با بالا تنه لخت نشسته بود تند پلک رو هم گذاشت و با داد گفت
ات : اییی خجالت بکش ..
تهیونگ همچنان بدون هیچگونه خجالت زده یا چیزی ای آروم گفت ..
تهیونگ : تو دیگه کی هستی من دیشب با زنم خوابیدم
ات : خودت کی هستی من اینجا چیکار میکنم ؟ .. اینم سوالی که میپرسم خواب میبینم آره خوابه این یه کابوسه
تهیونگ تند زل زد بهش و جدی اخم کرد سپس گفت...
تهیونگ : معلومه که خوابه آره تو خواب میبینی و منم همون خوابو میبینم چه جالب
دخترک تند گوشه لبش را گزید سپس آروم و یک چشم اش را باز کرد و همچنان تهیونگ را دید که زل زده بود بهش با آن نگاه های سنگین اش .. تند و با چیغ ترس گفت
دیدگاه ها (۴)

ادامه پارت قبلات: میگم چشماتو ببند تهیونگ کلافه شد سپس همچنا...

( عجزه زندگی )پارت پنجم ات : با من چیکار کردی تو ... تهیونگ ...

معجزه زندگی )پارت سوم تند پالتوش را کشید سپس به سمته لبه دری...

معجزه زندگی )پارت دوم ات: اخخخ دردم اومد نکنه یکی رو زخمی کر...

۱۰-از بچگی دوستت داشتم

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط