ما را مثل عقرب بار آورده اند
ما را مثل عقرب بار آورده اند
مثل عقرب !
ما مردم ؛ صبح که از بالین ور می داریم
تا شب که سرمرگمان را می گذاریم
مُدام همدیگر را می گِزیم
بخیلیم ؛ بخیل !
خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم
خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند
مثل این است که گوشت تن مار می جود
تنگ نظریم ما مردم ؛
تنگ نظر و بخیل
بخیل و خود خواه
وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد
انگار خیال ما راحت تر است
وقتی می بینیم کسی محتاج است
اگر هم به او کمک کنیم باز هم مایه
خاطر جمعی ماست
انگار از سر پا بودن همدیگر بیم داریم …!؟!؟
مثل عقرب !
ما مردم ؛ صبح که از بالین ور می داریم
تا شب که سرمرگمان را می گذاریم
مُدام همدیگر را می گِزیم
بخیلیم ؛ بخیل !
خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم
خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند
مثل این است که گوشت تن مار می جود
تنگ نظریم ما مردم ؛
تنگ نظر و بخیل
بخیل و خود خواه
وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد
انگار خیال ما راحت تر است
وقتی می بینیم کسی محتاج است
اگر هم به او کمک کنیم باز هم مایه
خاطر جمعی ماست
انگار از سر پا بودن همدیگر بیم داریم …!؟!؟
- ۴۵۴
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط