{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♨️دیگر نیازمند نشدم...

♨️دیگر نیازمند نشدم...

🔸شخصی از اهل علم می‌گفت:
در کربلا یا نجف که بودیم، گاهی در مضیقه قرار می‌گرفتیم به‌حدی که آب و نان نداشتیم.
خانواده می‌گفت: فلان آقا مرجع است، برو از او بخواه.
من می‌گفتم: این کار را نمی‌کنم و اگر اصرار بکنید، می‌گذارم و از خانه بیرون می‌روم.

🔸 آن شخص می‌گفت: شب خواب دیدم کسی در می‌زند.
امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بود. دستش را بوسیدم. وارد خانه شدند و مقداری نشستند و هنگام تشریف بردن دیدم چیزی زیر تشک گذاشتند. پس از تشریف بردنشان در عالم خواب نگاه کردم ببینم چه گذاشته‌اند، دیدم یک فلس عراقی را گذاشته‌اند، [که کوچک‌ترین واحد پول عراق و أَقَل ما یباعُ وَ یشْتَری بِهِ (کمترین مبلغی که می‌توان با آن چیزی را خرید و یا فروخت) است که شاید فقرا هم آن را قبول نکنند] از خواب بیدار شدم و بعد از آن خواب دیگر به فقر گرفتار نشدم. از اصفهان حواله صد یا هشتاد تومان رسید و وضع ما رو به بهبودی رفت.

👌ما که چنین ملاذ و ملجئی (تکیه‌گاه و پناهگاهی) داریم، چه احتیاجی به دیگران داریم؟!

📚در محضر بهجت، ج۱، ص ۳۹

#امام_زمان_منتظر_توست
#اللَّهُمَّ_صَلِّ_عَلَى_مُحَمَّدٍ_وآل_ِمُحَمَّدٍ_وعَجِّلْ_فَرَجَهُم_بِحَقِّ_فاطِمَه_سلامُ_الله_عَلَیها
دیدگاه ها (۱)

ای ملجاء همیشه ابن السبیل هاجا مانده ام شبیه یتیمی میان راهآ...

تو حاضری و ما همه در بند غیبتیم آقا نجاتمان بده از این شب سی...

#سلام_امام_زمانم ❤ #اللَّهُمَّ_صَلِّ_عَلَى_مُحَمَّدٍ_وآل_ِمُ...

يكی از راههای #نجات از گناه، گناهی که آدم به آن عادت کرده اس...

صبح روز بعد، آکاری با صدای زنگ هشدار گوشی از خواب بیدار شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط