{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟

یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟

تسکین جان بی سروسامان من که بود؟

بیدار گشت بختم و البته راست شد

آن جمله خوابهای پریشان من که بود

شبها ز هجر زیستم از جان دیگران

امشب که مرده زنده شدم جان من که بود؟
دیدگاه ها (۱)

راس ساعت صفر عاشقی کمی کمتر بر من بتاب تا به وقت کوچ, به وقت...

شکسپیر میگوید :وقتی میتوانستم صحبت کنم ، گفتند: گوش کن...وقت...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁶چند دقیقه از آخرین حرف جونگکوک گذشته...

Between Sleep and Breath

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

این جهان کوهست و فعل ما نداسوی ما آید نداها را صدااین بگفت و...

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید دست‏ بدار از طعام مایده جان ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط