عزا آمد صاحب عزا نمی آیی

عزا آمد صاحب عزا نمی آیی؟
دیدگاه ها (۶)

دخترک گندمگون پشت پنجره دوباره گیسوان خرمایی اش را شانه می ز...

خدایا مرا ببخش بابت هر دلے ڪـہ شڪستم بابت هر گرہ ڪـہ بـہ دست...

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است           آهی کشید و گفت که ...

ساعت ۲ شب بود توی سپر مارکت بودم تنها در حال گذاشتن نودل در ...

قهوه ایی و ابی😝😝🛐🛐🛐new^᪲🥕post ...

ساعت 1 شب بود در حال گذاشتن نودل ها توی قفسه بودم که صدای زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط