پسری بود سه دختر را دوست میداشت به نام های زندگی عشق وابت
پسری بود سه دختر را دوست میداشت به نام های زندگی عشق وابتدا به خاستگاری زندگی رفت دید زندگی زشت است اورا ول کرد رفت
سپس به خاستگاری عشق رفت دید عشق بد هیکل است او را نیز رها کرد سپس با خود گفت:
اگه زندگی اینه اگه عشق همینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه
غافل از اینکه دنیا زیباترین دختر روی زمین بود واینگونه شدکه پسر
*ترشید*
سپس به خاستگاری عشق رفت دید عشق بد هیکل است او را نیز رها کرد سپس با خود گفت:
اگه زندگی اینه اگه عشق همینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه
غافل از اینکه دنیا زیباترین دختر روی زمین بود واینگونه شدکه پسر
*ترشید*
- ۱.۵k
- ۱۳ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط