{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوجوتسو

جوجوتسو
پارت ویژه
دخترک از پنجره اتاقش به برادرش نگاه می‌کرد. که بدون هیچ مشکلی با دوستاش بازی می‌کرد.
دروغ چرا.... بهش حسادت می‌کرد
که انقدر سالمه
که لازم نیست تو خونه قرنطینه بشه
یا بیمارستان بستری باشه
لازم نبود رژیم غذایی داشته باشه و هرخوراکی بخواد میتونه بخوره.
ولی خودش، همیشه در اتاقش قرنطینه بود. یا بیمارستان بستری بود.
رژیم غذایی باید می‌داشت. هر چیزی رو نمیتونست بخوره. میخواست بدونه این بستنی که داداشش خیلی دوست داره چه مزه ای هست. یا چیپس یا هرچی دیگه...
نیکا قطعا از این متنفر بود که بدنی ضعیف و بیمار داره.
ولی طوری رفتار می‌کرد که انگار براش مهم نیست.
احتمالا تنها استعدادش این بود که بازیگر فوق العاده ای بود.
اگه بپرسید لبخند چیه، خیلیا میگن موقع شادی لبخند میزنی.
ولی اون دختر میگه که لبخند برای قایم کردن غم هات هست. شادی هیچوقت قرار نیست وجود داشته باشه.
مثلا همه اون رو یه دختر همیشه خوشحال و همیشه لبخند به لب میدیدند.
اون راضی بود که بقیه اینطوری فکر میکنن.
یعنی بازیگری اش رو به نحو احسن انجام داده
اون هیچوقت واقعا شاد نبود. هیچوقت.
اون دختر حتی مدرسه هم نمیتونست بره. هیچ دوستی نداشت.
تنها یار و همدمش برادر دوقلوش، کیان بود.... همون پسری که بدون هیچ مشکلی داشت با دوستاش بازی می‌کرد.
عشق و حسادت قاطی بود. نمیدونست به داداشش حسودی میکنه یا دوسش داره...
برای بار هزارم دعا کرد که در زندگی بعدی سالم به دنیا بیاد...
______________________
خب ویسگون دیگه نمیزاره بزارم. بقیش پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

جوجوتسوپارت ویژه قسمت 2 مثل اینکه خدا دوسش داشته...توی زندگی...

امممم

موزیک ویدئو هام با @herself

یادت نره:زندگی یه جورایی مثل یه رودخونه‌ست، هیچی ثابت نمی‌مو...

سیاستهای خانومیلازم نیست برای دیگران، ویژگی‌های اخلاقی شوهرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط