{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم باران بزن شایدتوخاموشم کنی،

سوختم باران بزن شایدتوخاموشم کنی،

شایدامشب سوزش این زخم هاراکم کنی،

آه باران من سراپای وجودم آتش است،

پس بزن باران شایدتوخاموشم کنی....
دیدگاه ها (۱)

یکی میپرسد:اندوه توازچیست؟سبب سازسکوت مبهمت کیست؟برایش صادقا...

بیخودی پرسه زدیم،صبحمان شب بشود،بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نش...

...

اگه گفتین کیه؟؟؟؟

تو میراث بهارانی و من هم زادهء بارانبگو کی میرسد فصل جدایی ه...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

زمرد های صورتی پارت¹¹لوکا: معلومه که به من ربط داره دامیان :...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط