{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم
و خودم را به غم انگیز ترین درد سپردم

تو که رفتی و رمیدی و گذشتی و رسیدی
من به جز حسرت و اندوه ولی سهم نبردم

و دلت بود از این هجرت پر درد خبردار
مرگ بادم که فریب تو و لبخند تو خوردم

وعده کردی که مرا خسته و تنها نرهانی
من ولی تا صدمین روز به یاد تو شمردم

باز میگویم و میگویمت ای مرغ مهاجر
بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم
دیدگاه ها (۴)

غزلم حرف بزن حرف تو زیباست گلمتوببین چشم مرا غرق تماشاست گلم...

تمـام آغوشـــم را برایــت باز می کنمقلـ️ــب مــــن وق...

چای دم کن با محبت میهمانت میشوممن همان قند دو پهلوی لبانت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط