{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه از آنجاست که شب بود و هوا ریخت بهم

قصه از آنجاست که شب بود و هوا ریخت بهم
من آنقدر درد کشیدم که خدا ریخت بهم
ظلم تو یک شب بود و یک نفر با تو بود
سر تو و یک نفر کل جوانیم ریخت بهم
دیدگاه ها (۷)

😂 #خواهر_برادری

Sometimes all a person needs is a hand to hold and heart to ...

من واسه شبایی ک دلم میخواست تو خیابونا تنهایی قدم بزنم اما چ...

خب این پست برای تشکر https://wisgoon.com/shiroyeh890واقعا از...

#شب_بخیر شب خوش از خدا یه ستاره آرزو کردم اما خدا ماهش رو به...

بابا کیر تو این زندگی حوصله سربر اصن به چه درد میخوره..تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط