من واسه شبایی ک دلم میخواست تو خیابونا تنهایی قدم بزنم ام

من واسه شبایی ک دلم میخواست تو خیابونا تنهایی قدم بزنم اما چون دختر بودم و شهر ناامن بود ، باید کیو نبخشم ..!:)
دیدگاه ها (۱۵)

قصه از آنجاست که شب بود و هوا ریخت بهم من آنقدر درد کشیدم که...

🌥صبح است و کمی نور و من از یاد تو سرشار...دلم می‌خواهد هر رو...

پارت پنجاه سهشروع ب بازی کردیمی چن دور بازی کردیم ایندفعه اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط