آشفته‌ام شبیه دلِ بی قرارها

آشفته‌ام شبیه دلِ بی قرارها
بی رنگ و روست،روی تمام بهارها

از آینه نمی‌شود هیچ انتظار داشت
وقتی نشسته است به رویش غبارها

شیرینیِ وصال به قدر فراق نیست
خسته نمی‌شوم من از این انتظارها
MNTZR_GRAPHYK
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

https://wisgoon.com/1372meysambahrami╮‌‌• تولدت مبارک، دوست ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

چند پارتی

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

دهه هفتادی بودن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط