{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شهر غریب از وطن میگویم

در شهرِ غریب ، از وطن می‌گویم
از حسرت کربلا سخن می‌گویم
اما به خدا اگر که زائر بشوم ...
در کرب و بلا هم از حسن می‌گویم
رضا قاسمی
MNTZR_GRAPHYK
دیدگاه ها (۱)

آشفته‌ام شبیه دلِ بی قرارهابی رنگ و روست،روی تمام بهارهااز آ...

حالم چنان بد استکه تنها علاج من در نسخه های پنجرهفولاد مشهد ...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

عجب روزگاری، عجب شام تاریمسلمان در آوار و سلمان در آتشچه طوف...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

این دل شکسته را کجا ببریم آقا جانم 😭😭😭😭💔💔💔💔دلمان راوصل کنیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط