{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین عصر

همین عصر
همین پاییز
تنِ من با نگاهِ تو،
درآمیخت
در دور دست هایِ نایافته ،،، گنجیدی در جهانم،
بی کلنجار ،،
پا نهادی در احساس نَمورَم،
جان گرفتم از تو
رنگ گرفتم از تو ،، اینک،
من و آسمان
مست از تو و پاییز ،،
بگو ، دیوانگی مان را
از کدام شهر؟
از کدام درخت؟
از کدام برگ شروع کنیم...؟؟
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

Custom bride part : ۱۵

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط